بررسي شيوه هاي نوين آموزشي: مدرسه اي در خانه
بررسي شيوه هاي نوين آموزشي: مدرسه اي در خانه
نويسنده: داوود پنهاني
براي همه والديني كه اميدوار به ادامه تحصيل فرزندان خود هستند و براي رسيدن به اين آرزو،فرزندان را راهي مدارس مي كنند. پيشرفت تحصيلي و موفقيت آنها از اهميت فراواني برخوردار است.
با اين حال براي همه آنها پيشرفت فرزندان به يكسان اتفاق نمي افتد.كارشناسان از ضعف سيستم آموزشي، ناتواني برخي از دانش آموزان و همچنين بي توجهي خود والدين در كنار دلايلي ديگر به عنوان علل اين مشكل ياد مي كنند. گسترش زندگي شهري در كنار كار والدين نيز باعث شده كه آنها وقت كمتري را در كنار فرزندان خود سپري كنند. در نتيجه همه اين اتفاق ها، بار آموزش فرزندان در بيشتر مواقع بر دوش مدرسه و نظام آموزشي افتاده تا آنها به يگانه منبع آموزشي كودكان و نوجوانان ما تبديل شوند. نظام آموزشي معلم محور در كنار توجه به تدريس دانش آموزان تلاش مي كند تا وظيفه تربيتي خانواده را نيز بر عهده گرفته تا كودكان و نوجوانان را با روش هاي تربيتي آشنا كند. سيستم آموزشي به مرور زمان تلاش مي كند تا همه اين وظايف را بر عهده گرفته و به پيش ببرد. اين در حالي است كه فشردگي همه اين وظايف مانع از اجراي درست آنها مي شود. درنتيجه دانش آموز همين كه از مدرسه پا به بيرون مي گذارد، بسياري از چيزهايي كه به وي آموزش داده شده را فراموش مي كند تا در فاصله ميان مدرسه و خانه استعداد هاي ديگر خود را بروز دهد. تصور كليشه اي در نظام آموزشي ما چه از سوي والدين و چه از سوي معلمان، همچنان بر حضور مستمر دانش آموزان در كلاس درس تاكيد دارد. آيا نمي توان به شيوه هاي متنوع آموزشي ديگري نيز در كنار شيوه هاي كنوني انديشيد؟
سيستم آموزش در خانه يكي از سيستم هاي آموزشي تازه اي است كه اكنون در برخي كشورهاي پيشرفته، طرفداران بسياري پيدا كرده است. سال ها پيش دانشگاه پرينستون نيز شاهد حضور 8 دانشجو بود كه وجه تفاوت شان با ديگر دانشجو ها اين بود كه در خانه آموزش ديده بودند. اين اولين بار در تاريخ اين دانشگاه معتبر بود كه چنين دانشجوياني به محيط آن پا گذاشته بودند. آن 8 دانشجو هيچگونه سابقه حضور و تحصيل در كلاس هاي دبيرستان و كالج را نداشتند.اين هشت دانشجو، تحصيلاتشان را در منزل به پايان برده بودند - پديده اي كه به سرعت در حال گسترش بود و در آن، والدين وظيفه تعليم و آموزش فرزندانشان را در منزل به عهده مي گيرند و به اين ترتيب اين نوجوانان در هيچ كلاس درسي در مدرسه حاضر نمي شوند.
البته اين روش براي ما چندان شناخته شده نيست. محدوديت هاي نظام آموزشي و برداشت هاي كليشه اي باعث شده كه بسياري از والدين و گردانندگان سيستم هاي آموزشي علاقه چنداني به اينچنين آموزش هايي را نشان ندهند. در مواردي نيز كه دانش آموزي مجبور مي شود به صورت متفرقه در منزل آموزش هاي خود را دنبال كند، خود والدين از اين كار رضايت نداشته و آن را اضافه شدن يك مشكل به زندگي شان مي دانند. از سوي ديگر به نظر مي رسد بسياري از خانواده ها اين روش را روشي نامناسب مي دانند كه باعث مي شود كودكان علاوه بر غيراجتماعي بار آمدن، از نظر تحصيلي نيز ضعيف باشند.
با اين حال امروزه در برخي از كشورهاي پيشرفته بسياري از والدين اقدام به آموزش فرزندانشان در خانه مي كنند و تمامي مطالب درسي از ادبيات تا علوم فني را در خانه به آنها مي آموزند. به گفته <رضا جلالي> كارشناس آموزشي، در اين شيوه آموزشي، برنامه ريزي درسي مي تواند صورت هاي مختلفي داشته باشد، به عنوان مثال يك روز رياضيات و يك روز زبان و به همين ترتيب زمان بندي براي ساير دروس.
استيو اپل، يكي از 8 دانشجويي است كه بعد از اتمام تحصيلاتشان در خانه، موفق به ورود به دانشگاه پرينستون شده بود، همگام با ورود هنگامي كه در اين باره مورد سوال قرار گرفت، خطاب به يك خبرنگار محلي، احساسش درباره دانشگاه و تحصيل در آن را بدين صورت بيان مي كند: <من مشكل قابل ذكري در دانشگاه نداشتم. تنها دلم براي خانه تنگ شده بود. البته درس ها كمي سخت بودند، اما اين موضوع براي من چندان مهم نبود.>
در حال حاضر در كشوري چون آمريكا، آمارهاي به دست آمده حاكي از آن است كه بين 2 تا 4 ميليون دانش آموز آمريكايي در منازلشان تحت تعليم هستند و به مدرسه نمي روند. اين در حالي است كه مركز ملي آمارهاي آموزشي آمريكا تعداد اين دانش آموزان را تنها كمي بالاتر از يك ميليون نفر مي داند.
دروس
كارشناسان در بررسي دلايل كساني كه ترجيح مي دهند درخانه آموزش ببينند به نكاتي چند اشاره مي كنند. بعضي از والدين در كشورهاي اين شيوه هاي آموزشي مورد اقبال قرار گرفته و به صورت قانوني نيز منعي براي پرداختن به آن وجود ندارد، اعلام كرده اند كه عناوين و سرفصل هايي كه در مدارس و به شيوه سنتي به دانش آموزان تدريس مي شود را قبول ندارند و ترجيح مي دهند كه انتخاب دروس و تدريس به فرزندانشان را خود به عهده بگيرند. برخي ديگر از والدين نيز فكر مي كنند كه تدريس در خانه به نوعي جامع تر و كاراتر از تحصيل فرزندانشان در مدرسه خواهد بود و بالاخره گروهي از والدين نيز، آموزش در خانه را براي دوري فرزندانشان از شلوغي محيط مدارس و در پي آن محيط بيرون انتخاب مي كنند.
خارج كردن دانش آموزان از قيد و بندها و محدوديت هاي سيستم سنتي مدارس، تجربه اي گرانبها به شمار مي آيد كه دانش آموزان با تحصيل در مدرسه هيچ گاه نمي توانند آن را كسب نمايند و يا حداقل بايد تا دوران تحصيل دردانشگاه براي خروج از آن صبركنند. تحقيقات انجام گرفته درباره شخصيت هاي نامدار جهاني نيز نشان مي دهد كه افرادي چون توماس اديسون، آبراهام لينكلن، كنستانتين تسيولكوفسكي - متخصص موشك- و...همگي بدون حضور در كلاس درس و توسط والدين يا معلمان سرخانه تحصيل كرده بودند. اين چهره ها همگي مربوط به زماني هستند كه هنوز اينترنت به عنوان يك منبع اطلاعاتي بي پايان، پا به عرصه وجود نگذاشته بود.
با اين حال به نظر مي رسد كه براي انجام درست اين شيوه از آموزش همه والدين يا همه آنهايي كه به اين شيوه علاقه دارند از آمادگي لازم برخوردار نيستند.به گفته كارشناسان يك سري اصول و قواعد كلي وجود دارد كه والديني كه تصميم به آموزش فرزندانشان در خانه مي گيرند، بايد از آنها آگاه باشند.< محمد كريم زاده > كارشناس و پژوهشگر مسايل اجتماعي در اين زمينه به نكاتي چند اشاره كرده و مي گويد: < والدين بايد از اصول و قواعد لازم براي ارايه يك دوره آموزشي مناسب و با كيفيت براي فرزندانشان در منزل آگاه باشند. اولين اصل، احساس وظيفه و تعهد در والدين است، به اين معني كه آنها بايد در تمام برنامه ريزي ها و موارد زندگي شان، اولويت را به تدريس فرزندانشان بدهند و نكته مهم ديگر انتخاب دروس و عناوين درسي، فارغ از سليقه شخصي است، يعني والدين بايد دروس و سرفصل هايي كه مورد علاقه خود يا فرزندانشان نيست را هم در برنامه آموزشي خود بگنجانند.> وي معتقد است كه يك مشكل بزرگ ديگر، والديني كه به اين شيوه علاقه دارندحفظ بي طرفي و اجتناب از اعمال سليقه شخصي است. او مي گويد: < كنار گذاشتن سليقه ها و اولويت هاي شخصي و پيروي از برنامه هاي آموزشي كه مطابق با نيازهاي فرزندان آنها تنظيم شده، اغلب براي والدين مشكل است.> به اعتقاد اين كارشناس والدين بايد با ديدي كلي و همه جانبه و مطابق با معيارها و سرفصل هاي آموزشي كشور به تدريس فرزندانشان بپردازند.
در كنار اين ديدگاه عده ديگري از كارشناسان به اين شيوه از آموزش ايراد مي گيرند. آنها با عنوان كردن اين كه آموزش در خانه منجر به عدم اجتماعي شدن دانش آموزان مي شود، با آن مخالفت مي كنند.
<فرزين جهانگيري> معلم رياضيات كه خود با اين روش مخالف است در اين زمينه مي گويد : < به زبان ساده تر، دانش آموزان در مدرسه، تنها خواندن و نوشتن و جمع و تفريق را ياد نمي گيرند، بلكه نوعي زندگي اجتماعي را نيز فرا مي گيرند. كلاس هاي درس در مدارس، محل دوستي ها، رقابت ها، فعاليت هاي گروهي و ساير روابطي است كه همگي به نوعي شكل دهنده روابط اجتماعي دانش آموزان هستند.>
رو به آينده
حضور كامپيوتر و اينترنت در زندگي روزمره، اين امكان را در اختيار ما نهاده تا با دسترسي آسان به منابع اطلاعاتي به راحتي از اخبار و وقايع جهاني آشنا شويم. در كنار اين آگاه بخشي،به اعتقاد كارشناسان مسايل آموزشي مي توان با كمك اينترنت بخشي از سيستم آموزشي را به طريقه الكترونيك انجام داد. در روش آموزش در خانه سيستم آموزشي با ارايه اطلاعات لازم از طريق اينترنت حضور او را در كلاس هاي درس به حداقل كاهش مي دهد.
در اين شيوه به گفته صاحبنظران هزاران مطلب حاوي اطلاعات مورد نياز والدين، منابع درسي و مجله هاي مشاوره و راهنمايي در اختيار والدين قرار مي گيرد. اين حجم گسترده اطلاعات اينترنتي سبب مي شود تا دانش آموزان به راهنمايي ها، تجربيات و تكنيك هاي مختلف درباره سيستم آموزش در خانه دسترسي داشته باشند. يكي از شهروندان در اين باره مي گويد: "من از هنگامي كه دخترم شروع به راه رفتن كرد، تصميم داشتم كه تدريس به او را در خانه بر عهده بگيرم. اما شك و شبهه هاي موجود و عدم اطمينان باعث شده است تا در اين مورد مطمئن نباشم و اين موضوع به تعويق بيفتد.>
متخصصان نظرات گوناگوني درباره محبوبيت و رواج سيستم آموزش در خانه دارند. <جلالي>كارشناس مسايل آموزشي مي گويد: < در درجه اول كساني هستند كه مطالبي در مورد تحصيل در منزل مي شنوند و فكر مي كنند كه اين سيستم، در مخالفت با سيستم سنتي تحصيل در كلاس هاي درس مدارس است. دسته ديگر كساني هستند كه به علت نارضايتي از سيستم سنتي مدارس، تصميم مي گيرند كه تدريس به فرزندانشان را شخصا بر عهده بگيرند.>
در هر حال سيستم آموزش در خانه، چه نوعي جريان مخالف با سيستم سنتي مدارس و چه نوعي گرايش و مد در جامعه باشد، امروزه مي تواند به عنوان يكي از گرايش هاي آموزشي بيشتر از گذشته مورد مطالعه و بررسي قرار گيرد. حضور همزمان دانش آموزان درساعاتي از روز، كمبود فضاي آموزشي و فشردگي دروس به گونه اي است كه استفاده از اين شيوه هاي تازه را در آينده اي نه چندان دور احتمالااجتناب ناپذير خواهد كرد.اكنون در بسياري از كشورهاي پيشرفته صدها هزار نفر از والدين اين روش را براي تعليم فرزندانشان انتخاب مي كنند و علاوه بر كسب استقلال، نتايج قابل قبولي نيز به دست مي آورند.آيا سيستم آموزشي ما نيز حاضر به بررسي اين شيوه و فراهم آوردن لوازم و امكانات آن براي علاقمندان خواهد شد؟
نويسنده: داوود پنهاني
براي همه والديني كه اميدوار به ادامه تحصيل فرزندان خود هستند و براي رسيدن به اين آرزو،فرزندان را راهي مدارس مي كنند. پيشرفت تحصيلي و موفقيت آنها از اهميت فراواني برخوردار است.
با اين حال براي همه آنها پيشرفت فرزندان به يكسان اتفاق نمي افتد.كارشناسان از ضعف سيستم آموزشي، ناتواني برخي از دانش آموزان و همچنين بي توجهي خود والدين در كنار دلايلي ديگر به عنوان علل اين مشكل ياد مي كنند. گسترش زندگي شهري در كنار كار والدين نيز باعث شده كه آنها وقت كمتري را در كنار فرزندان خود سپري كنند. در نتيجه همه اين اتفاق ها، بار آموزش فرزندان در بيشتر مواقع بر دوش مدرسه و نظام آموزشي افتاده تا آنها به يگانه منبع آموزشي كودكان و نوجوانان ما تبديل شوند. نظام آموزشي معلم محور در كنار توجه به تدريس دانش آموزان تلاش مي كند تا وظيفه تربيتي خانواده را نيز بر عهده گرفته تا كودكان و نوجوانان را با روش هاي تربيتي آشنا كند. سيستم آموزشي به مرور زمان تلاش مي كند تا همه اين وظايف را بر عهده گرفته و به پيش ببرد. اين در حالي است كه فشردگي همه اين وظايف مانع از اجراي درست آنها مي شود. درنتيجه دانش آموز همين كه از مدرسه پا به بيرون مي گذارد، بسياري از چيزهايي كه به وي آموزش داده شده را فراموش مي كند تا در فاصله ميان مدرسه و خانه استعداد هاي ديگر خود را بروز دهد. تصور كليشه اي در نظام آموزشي ما چه از سوي والدين و چه از سوي معلمان، همچنان بر حضور مستمر دانش آموزان در كلاس درس تاكيد دارد. آيا نمي توان به شيوه هاي متنوع آموزشي ديگري نيز در كنار شيوه هاي كنوني انديشيد؟
سيستم آموزش در خانه يكي از سيستم هاي آموزشي تازه اي است كه اكنون در برخي كشورهاي پيشرفته، طرفداران بسياري پيدا كرده است. سال ها پيش دانشگاه پرينستون نيز شاهد حضور 8 دانشجو بود كه وجه تفاوت شان با ديگر دانشجو ها اين بود كه در خانه آموزش ديده بودند. اين اولين بار در تاريخ اين دانشگاه معتبر بود كه چنين دانشجوياني به محيط آن پا گذاشته بودند. آن 8 دانشجو هيچگونه سابقه حضور و تحصيل در كلاس هاي دبيرستان و كالج را نداشتند.اين هشت دانشجو، تحصيلاتشان را در منزل به پايان برده بودند - پديده اي كه به سرعت در حال گسترش بود و در آن، والدين وظيفه تعليم و آموزش فرزندانشان را در منزل به عهده مي گيرند و به اين ترتيب اين نوجوانان در هيچ كلاس درسي در مدرسه حاضر نمي شوند.
البته اين روش براي ما چندان شناخته شده نيست. محدوديت هاي نظام آموزشي و برداشت هاي كليشه اي باعث شده كه بسياري از والدين و گردانندگان سيستم هاي آموزشي علاقه چنداني به اينچنين آموزش هايي را نشان ندهند. در مواردي نيز كه دانش آموزي مجبور مي شود به صورت متفرقه در منزل آموزش هاي خود را دنبال كند، خود والدين از اين كار رضايت نداشته و آن را اضافه شدن يك مشكل به زندگي شان مي دانند. از سوي ديگر به نظر مي رسد بسياري از خانواده ها اين روش را روشي نامناسب مي دانند كه باعث مي شود كودكان علاوه بر غيراجتماعي بار آمدن، از نظر تحصيلي نيز ضعيف باشند.
با اين حال امروزه در برخي از كشورهاي پيشرفته بسياري از والدين اقدام به آموزش فرزندانشان در خانه مي كنند و تمامي مطالب درسي از ادبيات تا علوم فني را در خانه به آنها مي آموزند. به گفته <رضا جلالي> كارشناس آموزشي، در اين شيوه آموزشي، برنامه ريزي درسي مي تواند صورت هاي مختلفي داشته باشد، به عنوان مثال يك روز رياضيات و يك روز زبان و به همين ترتيب زمان بندي براي ساير دروس.
استيو اپل، يكي از 8 دانشجويي است كه بعد از اتمام تحصيلاتشان در خانه، موفق به ورود به دانشگاه پرينستون شده بود، همگام با ورود هنگامي كه در اين باره مورد سوال قرار گرفت، خطاب به يك خبرنگار محلي، احساسش درباره دانشگاه و تحصيل در آن را بدين صورت بيان مي كند: <من مشكل قابل ذكري در دانشگاه نداشتم. تنها دلم براي خانه تنگ شده بود. البته درس ها كمي سخت بودند، اما اين موضوع براي من چندان مهم نبود.>
در حال حاضر در كشوري چون آمريكا، آمارهاي به دست آمده حاكي از آن است كه بين 2 تا 4 ميليون دانش آموز آمريكايي در منازلشان تحت تعليم هستند و به مدرسه نمي روند. اين در حالي است كه مركز ملي آمارهاي آموزشي آمريكا تعداد اين دانش آموزان را تنها كمي بالاتر از يك ميليون نفر مي داند.
دروس
كارشناسان در بررسي دلايل كساني كه ترجيح مي دهند درخانه آموزش ببينند به نكاتي چند اشاره مي كنند. بعضي از والدين در كشورهاي اين شيوه هاي آموزشي مورد اقبال قرار گرفته و به صورت قانوني نيز منعي براي پرداختن به آن وجود ندارد، اعلام كرده اند كه عناوين و سرفصل هايي كه در مدارس و به شيوه سنتي به دانش آموزان تدريس مي شود را قبول ندارند و ترجيح مي دهند كه انتخاب دروس و تدريس به فرزندانشان را خود به عهده بگيرند. برخي ديگر از والدين نيز فكر مي كنند كه تدريس در خانه به نوعي جامع تر و كاراتر از تحصيل فرزندانشان در مدرسه خواهد بود و بالاخره گروهي از والدين نيز، آموزش در خانه را براي دوري فرزندانشان از شلوغي محيط مدارس و در پي آن محيط بيرون انتخاب مي كنند.
خارج كردن دانش آموزان از قيد و بندها و محدوديت هاي سيستم سنتي مدارس، تجربه اي گرانبها به شمار مي آيد كه دانش آموزان با تحصيل در مدرسه هيچ گاه نمي توانند آن را كسب نمايند و يا حداقل بايد تا دوران تحصيل دردانشگاه براي خروج از آن صبركنند. تحقيقات انجام گرفته درباره شخصيت هاي نامدار جهاني نيز نشان مي دهد كه افرادي چون توماس اديسون، آبراهام لينكلن، كنستانتين تسيولكوفسكي - متخصص موشك- و...همگي بدون حضور در كلاس درس و توسط والدين يا معلمان سرخانه تحصيل كرده بودند. اين چهره ها همگي مربوط به زماني هستند كه هنوز اينترنت به عنوان يك منبع اطلاعاتي بي پايان، پا به عرصه وجود نگذاشته بود.
با اين حال به نظر مي رسد كه براي انجام درست اين شيوه از آموزش همه والدين يا همه آنهايي كه به اين شيوه علاقه دارند از آمادگي لازم برخوردار نيستند.به گفته كارشناسان يك سري اصول و قواعد كلي وجود دارد كه والديني كه تصميم به آموزش فرزندانشان در خانه مي گيرند، بايد از آنها آگاه باشند.< محمد كريم زاده > كارشناس و پژوهشگر مسايل اجتماعي در اين زمينه به نكاتي چند اشاره كرده و مي گويد: < والدين بايد از اصول و قواعد لازم براي ارايه يك دوره آموزشي مناسب و با كيفيت براي فرزندانشان در منزل آگاه باشند. اولين اصل، احساس وظيفه و تعهد در والدين است، به اين معني كه آنها بايد در تمام برنامه ريزي ها و موارد زندگي شان، اولويت را به تدريس فرزندانشان بدهند و نكته مهم ديگر انتخاب دروس و عناوين درسي، فارغ از سليقه شخصي است، يعني والدين بايد دروس و سرفصل هايي كه مورد علاقه خود يا فرزندانشان نيست را هم در برنامه آموزشي خود بگنجانند.> وي معتقد است كه يك مشكل بزرگ ديگر، والديني كه به اين شيوه علاقه دارندحفظ بي طرفي و اجتناب از اعمال سليقه شخصي است. او مي گويد: < كنار گذاشتن سليقه ها و اولويت هاي شخصي و پيروي از برنامه هاي آموزشي كه مطابق با نيازهاي فرزندان آنها تنظيم شده، اغلب براي والدين مشكل است.> به اعتقاد اين كارشناس والدين بايد با ديدي كلي و همه جانبه و مطابق با معيارها و سرفصل هاي آموزشي كشور به تدريس فرزندانشان بپردازند.
در كنار اين ديدگاه عده ديگري از كارشناسان به اين شيوه از آموزش ايراد مي گيرند. آنها با عنوان كردن اين كه آموزش در خانه منجر به عدم اجتماعي شدن دانش آموزان مي شود، با آن مخالفت مي كنند.
<فرزين جهانگيري> معلم رياضيات كه خود با اين روش مخالف است در اين زمينه مي گويد : < به زبان ساده تر، دانش آموزان در مدرسه، تنها خواندن و نوشتن و جمع و تفريق را ياد نمي گيرند، بلكه نوعي زندگي اجتماعي را نيز فرا مي گيرند. كلاس هاي درس در مدارس، محل دوستي ها، رقابت ها، فعاليت هاي گروهي و ساير روابطي است كه همگي به نوعي شكل دهنده روابط اجتماعي دانش آموزان هستند.>
رو به آينده
حضور كامپيوتر و اينترنت در زندگي روزمره، اين امكان را در اختيار ما نهاده تا با دسترسي آسان به منابع اطلاعاتي به راحتي از اخبار و وقايع جهاني آشنا شويم. در كنار اين آگاه بخشي،به اعتقاد كارشناسان مسايل آموزشي مي توان با كمك اينترنت بخشي از سيستم آموزشي را به طريقه الكترونيك انجام داد. در روش آموزش در خانه سيستم آموزشي با ارايه اطلاعات لازم از طريق اينترنت حضور او را در كلاس هاي درس به حداقل كاهش مي دهد.
در اين شيوه به گفته صاحبنظران هزاران مطلب حاوي اطلاعات مورد نياز والدين، منابع درسي و مجله هاي مشاوره و راهنمايي در اختيار والدين قرار مي گيرد. اين حجم گسترده اطلاعات اينترنتي سبب مي شود تا دانش آموزان به راهنمايي ها، تجربيات و تكنيك هاي مختلف درباره سيستم آموزش در خانه دسترسي داشته باشند. يكي از شهروندان در اين باره مي گويد: "من از هنگامي كه دخترم شروع به راه رفتن كرد، تصميم داشتم كه تدريس به او را در خانه بر عهده بگيرم. اما شك و شبهه هاي موجود و عدم اطمينان باعث شده است تا در اين مورد مطمئن نباشم و اين موضوع به تعويق بيفتد.>
متخصصان نظرات گوناگوني درباره محبوبيت و رواج سيستم آموزش در خانه دارند. <جلالي>كارشناس مسايل آموزشي مي گويد: < در درجه اول كساني هستند كه مطالبي در مورد تحصيل در منزل مي شنوند و فكر مي كنند كه اين سيستم، در مخالفت با سيستم سنتي تحصيل در كلاس هاي درس مدارس است. دسته ديگر كساني هستند كه به علت نارضايتي از سيستم سنتي مدارس، تصميم مي گيرند كه تدريس به فرزندانشان را شخصا بر عهده بگيرند.>
در هر حال سيستم آموزش در خانه، چه نوعي جريان مخالف با سيستم سنتي مدارس و چه نوعي گرايش و مد در جامعه باشد، امروزه مي تواند به عنوان يكي از گرايش هاي آموزشي بيشتر از گذشته مورد مطالعه و بررسي قرار گيرد. حضور همزمان دانش آموزان درساعاتي از روز، كمبود فضاي آموزشي و فشردگي دروس به گونه اي است كه استفاده از اين شيوه هاي تازه را در آينده اي نه چندان دور احتمالااجتناب ناپذير خواهد كرد.اكنون در بسياري از كشورهاي پيشرفته صدها هزار نفر از والدين اين روش را براي تعليم فرزندانشان انتخاب مي كنند و علاوه بر كسب استقلال، نتايج قابل قبولي نيز به دست مي آورند.آيا سيستم آموزشي ما نيز حاضر به بررسي اين شيوه و فراهم آوردن لوازم و امكانات آن براي علاقمندان خواهد شد؟
+ نوشته شده در دوشنبه ششم مهر ۱۳۸۸ ساعت 9:23 توسط همکار فرهنگی
|